تازهترین و جاهطلبانهترین پروژهی او، ماندالا، بازتابی است از کاوش پیوستهاش در
تجربهی چرخهای انسان — الگوهایی که تکرار میکنیم، خاطراتی که ما را میسازند، و لحظات ساکتی میان
قطعیت و تردید. این فیلم که بهنام خودش نویسنده، کارگردان و بازیگر آن است، نه از یک طرح داستانی،
بلکه از یک تصویر تکرارشونده آغاز شد: مردی که ساکن ایستاده در حالیکه جهان دور او میچرخد.
عوامل فیلم سه ماه به دنبال لوکیشن گشتند و در نهایت فضاهایی گذرا — راهروها، آستانهها، پلکانها —
را برگزیدند که همزمان حس صمیمیت و وسعت را در خود داشته باشند. فیلمبرداری بهطور کامل با نور
طبیعی انجام شد و برنامهی تولید تابع خورشید بود؛ کار در بازهی محدود نور بعدازظهر زمستانی هر روز
پیش میرفت، محدودیتی که به امضای بصری فیلم بدل شد. همکاری فشرده با طراح صدا نیز نحوهی استفاده از
سکوت را در فیلم شکل داد — نه نبود صدا، بلکه سکوتی هدایتشده که فضایی برای احساسِ خودِ مخاطب
میسازد.
مطالعهی کامل داستان ساخت ماندالا ←